بی نام

دچار تناقض شدید

...

امروز که با برادرم صحبت میکردم تصمیم گرفتم قسمتی از افکار واقعی و تصمیم های آینده زندگیمو بهش بگم. اولش خیلی تعجب کرد اما چیزی نگفت. بنده خدا نمیدونست اینها فقط یه قسمت کوچکی از افکارمه. الان یه کم احساس پشیمونی میکنم. بین یه دوراهی گیر افتادم.دوراهی اینکه باید برای خانوادم نقش بازی کنم یا بگم که تغییر کردم. اگه بگم واکنش نشون میدن و خیلی ناراحت میشن و اگه هم نگم بالاخره یه روز میفهمن نقش بازی میکردم و وضع بدتر میشه. بالاخره باید یه روز بفهمن که قرار نیست اون چیزی که میخوان بشم.

۰
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان