The Pursuit of anonymity

همگرایی تناقضات

حس زندگی

دوباره دلم شور میزنه. شور زدن که نمیشه گفت. یه دلهره‌ است یه هیجانه. یه حس عجیبه. عجیب­‌تر از اینکه بشه توصیفش کرد. همیشه وقتی می‌خوام یه جایی که بهش عادت کردم رو ترک کنم این حس بهم دست میده. امشب دوباره خونه رو ترک می‌کنم و میرم خوابگاه. مطمئنم دو هفته دیگه که بخوام برگردم دوباره همین حس توی دلمو آشوب میکنه چون اون زمان به خوابگاه عادت کردم و خونه برام گنگ و ناآشنا میشه. ما خیلی درگیر عادتیم. خیلی سریع به همه چیز عادت می‌کنیم. برای همین هر تغییری برامون ترسناکه و اذیتمون میکنه. برای همین این حس برامون خوشایند نیست اما این حس برای من خیلی لذتبخشه. چون دلم دوباره متلاطم میشه. چون نشون میده هنوز هم زنده‌­ام.

۳
عجیبک دخت
۲۱ خرداد ۱۳:۳۰
دقیقا اینطوریه آدم به خوابگاه عادت میکنه میره خونه، به خونه عادت میکنه برمیگرده خوابگاه

پاسخ :

خوابگاه خیلی عجیبه
ح. شریفی
۲۱ خرداد ۰۰:۱۴
گاهی وقت ها تلاطم و یا همون عادت زجرآور میشه

پاسخ :

شاید زجرآوری بخاطر تکثره. تکثر تو این زمینه یعنی افراط. خیلی از آدما هم دنبال تعادلن.
حمـ ید
۲۰ خرداد ۲۳:۳۹
خواستم اون جمله اخرو بگم  زودتر نوشته بودین:) 

پاسخ :

:)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان