بی نام

دچار تناقض شدید

بی نام

دچار تناقض شدید

غروب جمعه

جمعه, ۱۸ خرداد ۱۳۹۷، ۰۷:۵۵ ب.ظ

نشسته است وغروب جمعه را قدم می‌زند. خیلی وقت است که منتظر است تا «او»یی بیاید. اما هرچه آفتاب به غروبش نزدیکتر می‌شود، امیدش کمتر می‌شود. ناگهان دلش متزلزل می‌شود و در بین شلوغی‌های ذهنش جمله عجیبی عبور می‌کند. "نکند اصلاً «او»یی وجود نداشته باشد؟ "

این لحظه همان لحظه‌ایست که خورشید دلش غروب کرده. حالا دیگر با یک مرده فرقی ندارد.


پ.ن:

نمیدونم دلگیر بودن جمعه به شخص خاص یا اتفاق خاصی  برمیگرده یا به شرایط اجتماعی‌­ای که برای ما درست کردند. اما دم اون شخص خاص یا کسایی که این شرایط رو برای ما بوجود آوردن گرم. غمش خیلی خاصه. خوب پدرمونو در آوردن.


موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۳/۱۸
بی نام

نظرات  (۱)

۱۸ خرداد ۹۷ ، ۲۰:۲۷ بهرنگ قدوسی
غروب جمعه بی عشق خیلی میچسبه😒
پاسخ:
واقعاً؟
البته بستگی داره عشق رو چی تعریف کنیم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی