بی نام

دچار تناقض شدید

بی نام

دچار تناقض شدید

رقابت

يكشنبه, ۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۳۵ ب.ظ

خودم هم نمی‌دانم اینجا چه می‌کنم. اصلا چرا باید حدود فامیلی را رعایت کنم و بخاطر اقوام اینجا بیایم. من خیلی وقت بود با این محیط خداحافظی کرده بودم. یادم هست اولین بار که وارد محیط‌های این‌چنینی شده بودم نیم‌ساعتی منگ بودم. اصلا باور نمی‌کردم که یک چنین جایی وجود داشته باشد. یک جایی که صدهزار نفر یک‌جا جمع شده باشند، برایم تازگی داشت. از آن به بعد ورزشگاه پاتوق همیشگی من بود. همه چیز آرام آرام  تغییر کرد تا اینکه به اینجا رسیدم. به اینجا که ناراحتی هایش برایم بیشتر از هیجاناتش هست. دیگر حالم از این‌جور جاها بهم می‌خورد چون حالم از رقابت بهم می‌خورد. هیچ وقت فلسفه دقیق رقابت را نفهمیدم. اینکه چرا ما سیستمی درست کرده‌ایم که در آن یک نفر بقیه را شکست دهد تا پیروز شود؟ اصلا چرا باید به چنین فردی افتخار کرد؟ نمیفهمم. اما خوب میفهمم رقابت کری خوانی هم دارد.تضعیف روحیه حریف هم دارد.برد و شیرینی هم دارد البته به قیمت شکست و ناراحتی دیگران. این امر امروز دوباره برایم تکرار شد. داستان امروز داستان رقابت دو تیم نبود. داستان رقابت دو شهر هم نبود. اینکه مردم شهر من با ناراحت کردن و خوار کردن مردم شهر دیگر شاد می‌شوند و به خود افتخار میکنند،اصل نیست. اصل همان چارچوب پیروزی‌ایست که برای ما ترسیم کرده‌اند .اصل همان رقابت است. برد و باخت. البته اسمش فقط برد و باخت است. در واقع بازی باخت - باخت است.

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۲/۰۹
بی نام

نظرات  (۲)

همه چی نسبیه
پاسخ:
زنده باد:)))
بخاطر هیجان بازی یک عده از حدود خارج می شوند و رقابتی که می تواند شیرین باشد تلخ می شود. که حقاً از ارزش انسانی و لذت رقابت می کاهد.
پاسخ:
شما فکر میکنید اصل رقابت شیرین و لذتبخش است اما ما آن را تلخ میکنیم.نظرتون جالبه و البته محترم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی