The Pursuit of anonymity

همگرایی تناقضات

نور شهر

ماشین را کنار می‌زنم تا کمی استراحت کنم. هنوز مسافت زیادی مانده تا به نزدیک‌ترین شهر برسم. سرم را بلند می‌کنم تا نگاهی به آسمان بیندازم. لشکر بیشماری از ستاره ها رژه ای در آسمان راه انداخته اند و تعداد بیشمار دیگری محو تماشای آن شده­ و در دل فرمانده را تحسین می‌کنند. فرمانده امان ظلمت را بریده و با نور لشکرش آنچنان تاریکی آسمان را دریده که درخشش آن، دلم را به لرزه درمی­‌آورد و ناخودآگاه تحسین و تسبیحش را در وجودم زنده میکند. اما مسیر این لشکر هیچوقت به شهر نمی‌خورد. جایی‌که نور شهر قدرت­‌نمایی می‌کند لشکریان توانی برای خودنمایی پیدا نمی‌کنند.نور شهر نور فرمانده را هم در خود محو می‌کند، چه برسد به لشکریانش. خوب نگاه کن چقدر آسمانش تاریک است.ظلمت محض است.


۲
مسافر قلم
۰۹ ارديبهشت ۰۲:۰۹
بی هیچ ستاره ای :)

پاسخ :

واقعا بی هیچ ستاره ای:)
ببینید شما چه چیزهایی دارید که ما نداریم.آسمانمان بی ستاره است.
ح. شریفی
۰۹ ارديبهشت ۰۰:۲۸
چقدر زیبا بود " نور شهر " :)

پاسخ :

نظر لطفتونه:)
فقط اسمش نوره.واقعا نور نیست.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان