بی نام

دچار تناقض شدید

بی نام

دچار تناقض شدید

باران

دوشنبه, ۳ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۰:۰۹ ب.ظ

با اینکه زیاد از آن یاد می‌شود.با اینکه همه آن را دیده‌­اند اما هنوز هم تازگیش را حفظ کرده.هر وقت پیدایش می‌شود یاد عشق هم در کنارش عرض اندامی می‌کند.می­‌گویند همین است که ریشه درختان را قویتر و رشد آنها را بیشتر میکند.نمی دانم،شاید دلیل فرار افراد از آن ،همین بی‌­ریشگی ها باشد.یا شاید هم فکر می‌کنند آنقدر بزرگ هستند که دیگر نیازی به رشد بیشتر نداشته باشند.همه می‌گویند وقتی می­‌آید عشاق پیدایشان میشود.اما من الان زیر بارانم.هیچکس زیر باران نیست.هر کسی هم زیر باران است با چتر حایلی بین خود و باران ایجاد کرده.آخر میترسند سرما بخورند.خبری از عشاق هم نیست.من اما چتری ندارم.کلاهی هم ندارم.زیر باران قدم می‌زنم. حس می‌کنم همه چیزم را دارد نمناک و خیس می‌کند.انگار همه چیز را به بازی گرفته.میخواهد همه چیز را بشوید و تغییر دهد. ترسی ندارم. سرم را بالا می‌برم.چقدر عجیب و  لذت بخش .حس میکنم دارد همه چیز را عوض می‌کند.چرا اینقدر درباره آن حرف  می‌زنید و وقتی هست نیستید؟چرا اینقدر فقط تصور می‌کنید زیر بارانید.تصورات را رها کنید.بیایید زیر باران.بیایید تا همه چیز تغییر کند.از حرف کسی نترسید.اینجا اعتبار میگیرید.میشوید مجنون و دیوانه.صبر کنید ببینم.اینجا دیگر کجاست؟

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۲/۰۳
بی نام

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی